به قلم بابک ابراهیم پور بیژن نجدی را به نثر شاعرانه اش می شناسیم. او خود شاعری توانمند و متعهد بود که احساسات شاعرانه اش به داستان هایش هم رخنه کرد. جملات داستان هایش لطافت و آهنگ خاصی دارند که به زبان خوش می آید. مجموعه داستان "یوزپلنگانی که با من دویده اند" تنها کتابی است که بیژن نجدی در زمان حیاتش منتشر کرد. نگاهی به یکی از داستان های این کتاب می اندازیم: روز اسب ریزی.از همان ابتدای داستان، جملات با آهنگ خاصی شروع می شود: ((پوستم سفید بود. مو های ریخته روی گردنم زردی گندم را داشت. دو لکه ی باریک تنباکویی لای دست هایم بود)). روایت داستان بین اول شخص و سوم ققنوس...